تبليغاتX
این وب وابسته به وب دیگری است
این وب وابسته به وب دیگری است
این وب برای قسمت سیاسی اون یکی وب من است که در پیوندها میتونید پیداش کنید
محکمه الهی

یه شب که من حسابی خسته بودم

همین جــوری چشامو بستـه بـودم

سیاهی چشــام یه لحظه سُـر خـورد

یــه دفعـه مثل مرده ها خوابم برد

تــو خواب دیدم محشر کــبری شده

محکـمــة الهــــی بــر پــــا شـــده

خـــدا نشستـه مــردم از مــرد و زن

ردیف ردیف مقــابلش واستــــادن

چرتکه گذاشتــه و حساب می کنـه

به بنده هاش عتاب خطاب می کنـه

میگه چـرا این همــه لج می کنیـد

راهتــونو بـی خـودی کج مـی کنیـد

آیــــه فرستـادم کــه آدم بشیـــد

بــا دلخوشـی کنــار هـم جـم بشید

دلای غــم گرفتــه رو شــــاد کنیــد

بـا فکــرتـون دنیــــا رو آبــاد کنیـد

عقــل دادم بـریـــد تــدبـّر کـنیــد

نـه اینکه جای عقلو کــاه پر کنیـد

مــن بهتون چقد مـــاشالاّ گفتــم

نیـــــــافریـده بــاریکــلاّ گفتـــم

من که هـواتونو همیشـه داشتـــم

حتی یه لحظــه گشنه تون نذاشتـم

امــــا شمـا بازی نکــرده باختیـــد

نشـستیـد و خــــدای جعلی ساختیـد

هـر کـدوم از شما خودش خدا شـــد

از مــــا و آیــه های مـا جـدا شــــد

یه جو زمین و این همه شلوغـــی؟

این همه دیــن و مذهب دروغـــی؟

حقیقتـاً شماهـــا خیـلی پستـیـن

خــر نبـاشیـن گـــاوو نمـی پرستین

از تـوی جـم یکــی بـُلن شد ایستاد

بُـلن بـُلن هــی صلـــــوات فرستـاد

از اون قیافه هــای پـشـم و پـيـلـي

از اون اعُجـوبـه هـاي چـرب و چـيـلي

گف چــرا هیشکی روسری سرش نیست

پس چـرا هیشکی پیش همسرش نیست

چــرا زنـا ایـــن جـــوری بد لبــاسن

مــردای غیـــــرتــی کجــا پلاسـن؟

خــدا بهش گف بتمـرگ حرف نــزن

اینجا کـــه فرقی نـدارن مــــرد و زن

یــارو کِنِف شــد ولــی از رو نــرفت

حرف خـدا از گـوش اون تو نـرفـت

چشاش مـی چرخه نمی دونم چشــه

آهان می خواد یواشکی جیم بشــه

دید یـــه کمی سرش شلوغـــه خـدا

یواش یواش شـد از جماعت جـــدا

بــا شکمـی شبیـــه بشکــة نفت

یهو سرش رو پایین انـداخت و رفت

قــراولا چـــن تــا بهش ایس دادن

یــارو وا نستاد تـا جلوش واستـادن

فوری در آورد واسه شون چک کشید

گف ببرید وصول کنیـد خوش بشیـد

دلــــم بـــــرای حــوریـا لـک زده

دیـر بــرســم یکــی دیگـه تـک زده

اگــــر نرم حوریــــه دلگیر میشــــه

تو رو خــــدا بذار برم دیر میشـــــه

قراول حضــرت حــق دمش گــــرم

بـا رشـــوه ی خیلی کلـون نشد نـرم

گـــوشای یــارو رو گرف تو دستـش

کشون کشون برد و یه جایـی بستش

رشوه ی حاجــی رو ضمیمــه کــردن

تـوی جهنـم اونــو بیمــه کـــردن

حاجیــه داش بـُلن بُـلن غر مـــی زد

داش روی اعصـابـــــا تلنگر مــــی زد

خدا بهش گف دیگه بس کن حاجـی

یه خورده هم حبس نفس کــن حـاجـی

ایـن همــــه آدم رو معــطّل نکـن

بگیـر بشین این قــــده کل کل نکــن

یـــه عا لمه نامــه داریـم نخــونده

تـــــازه ، هنوز کُرات دیگــــه مـونده

نامــه ی تـو پر از کـــارای زشتـــــه

کی به تو گفتـه جات توی بهشتــــه ؟

بهش جـــــای آدمــای بـاحالـــــه

ولت کنـــــم بری بهش ؟ محالـــــه

یادتــــه کـه چقد ریا می کـــــردی

بنده هــای مـــــارو سیـا مـــی کردی

تا یـــه نفر دور و بــرت مـی دیــــدی

چقد ولا الضّــــا لّینـو مـی کشیـــدی

این همه که روضه و نوحــه خونـدی

یه لقمه نون دست کسی رسـونـــدی؟

خیال می کردی ما حواسمــون نیس

نظم نظام هستی کشکـی کشکی س؟

هر کـــــاری کـردی بچــه هـا نوشتن

می خوای برو خـودت ببین تـــو زونکن

خلاصـــه ، وقتی یـارو فهمید اینـــه

بـــــازم دُرُس نمـی تونس بشینــــه

کاسه ی صبرش یه دفـه سر می رف

تـــا فرصـتی گیر می آورد در می رف

قیـامتـه اینجـــا عجـب جـــــاییــه

جــون شمــــا خیلـی تمـاشـــاییــه

از یــــه طرف کلــی کشیش آوردن

کشون کشون همـه رو پیش آوردن

گفتـم اینـــــارو کـــــه قطار کردن

بیچـــــاره ها مگـــه چیکار کــردن؟

مأ موره گف میگم بهت مــن الان

مفسد فی الارض کــه میگن همین هان

گفت: اینـــــا بهشت فروشی کـردن

بـــی پـدرا خــــــدارو جوشی کــردن

بنـــــام دین حسابی خــوردن اینها

کـــفر خـــــــدارو در آوردن اینهــــا

بد جــوری ژاندارکو اینـــا چزونـدن

زنــده تـوی آتیش اونـــو سوزوندن

روی زمین خـــدایی پیشــه کــردن

خون گالیلـــه رو تو شیشــه کــردن

اگــــه بهش بگی کُلاتــو صاف کن

بهت میگـــه بشین و اعتـراف کــن

همیشـــه در حــال نظاره بــــودن

شما بگـــــو اینا چی کــــاره بـودن؟

خیام اومد یه بطری ام تــو دستش

رفت و یه گوشــه یی گرف نشستش

حــــاجی بُـلن شد با صـدای محکم

گف : ایـن آقـــا بـاید بــره جهنـــم

خدا بهش گف تـــو دخـا لت نکــن

بــــه اهـل معرفت جسارت نکـــن

بگــــو چرا بـــه خون این هلاکـــی

این کـــه نه مدعی داره نـــه شاکـی

نــه گـرد و خاک کــرده و نـه هیاهـو

نــــه عربده کشیده و نـــه چاقــــو

نـــه مال این نــــه مال اونـو برده

فقط عـــرق خــــریده رفتـــه خورده

آدم خوبیـه هـــــــواشو داشتــــم

اینجا خــــودم براش شراب گذاشتـم

یهــــو شنیــــدم ایس خبردار دادن

نشستـه ها بُــلن شـدن واستـــادن

حضرت اسرافیل از اونــــور اومد

رف روی چـــار پایــه و چــن تا صـــور زد

دیــــدم دارن تخت روون میــــارن

فرشتـــه هــــا رو دوششــون میـــارن

مونده بودم کــه این کیـــه خدایا

تـــو محشـر این کــارا چیـــــه خدایـــا

فِک می کنید داخل اون تخ کی بود

الان میگم ،یـه لحظه ، اسمش چی بـود؟

اون که تو دنیا مثل توپ صدا کـرد

همون کــــه این لامپــارو اختـرا کــــرد

همونکه کاراش عالی بود اون دیگه

بگید بــابــا ، تومــــاس ادیسون دیگـه

خــدا بهش گف دیگـــه پایین نیـا

یـــــه راس بـــــرو بهش پیش انبیـــا

وقت و تلف نکن تــوماس زود برو

بــه هـر وسیلــه ای اگـــــر بود بــــرو

از روی پل نری یـــه وخ مـی افتــی

مـیگــم هــــوایی ببرنـــد و مفتـــــی

باز حاجــی ساکت نتونس بشینـــه

گفت کـــه : مفهــــوم عدالت اینـــه؟

آخه ادیسون کــه مسلمون نبود

ایـن بـابـا اهل دیــن و ایمــــون نبــود

نــه روضه رفته بود نــه پـای منبر

نــه شمـر می دونس چیـه نــــه خـنجــر

یــه رکعت ام نماز شب نخــونـده

با سیم میماش شب رو به صُب رسونده

حرفــای یارو کــه بـــه اینجا رسید

خـــدا یه آهـــی از تــــــه دل کشیـــد

حضرت حق خــودش رو جابجا کرد

یــــــه کم به این حاجی نیگا نیگا کـرد

از اون نگـاههـای عـاقل انـدر ـــــ

[ سفیه ] شــــــو بـاید بیــارم ایـن ور

با اینکه خیلی خیلی خستـه هم بود

خطاب بــــه بنده هاش دوبـاره فرمـــود

شمـــا عجب کلّـــه خرایی هستید

بـــابــا عجب جـــــونـورایـی هستیـــد

شمر اگه بود آدولف هیتلــرم بود

خـنجــر اگـــــر بــود روو ِلــوِرم بـود

حیفه کــــه آدم خودشو پیر کنــه

و ســـوزنش فقط یــــه جـــا گیر کنــه

میگیـد تومـاس من مسلمـون نبـود

اهل نمــاز و دیـن و ایمــــون نبــــود

اولاً از کجا میگیــد ایـن حرفــــو ؟

در بیــــارید کـلّــة زیــــر بـــرفـــو

اون منــو بهتـر از شمـا شنـاختـه

دلیلشـم این چیزایــی کــــه ساختـــه

درسـتـــه گفتـه ام عبـادت کنیــد

نگفتــــــه ام به خلـق خدمت کنیـد؟

تومـاس نه بُم ساخته نه جنگ کرده

دنیـــارو هم کلـّـــی قشنگ کــــــرده

من یـــه چراغ کــه بیشتـر نداشتـم

اونم تـــو آسمونـا کــــار گذاشتـــم

توماس تو هر اتاق چراغ روشن کرد

نمیدونید چقــــد کمک به مــن کـرد

تو دنیـا هیچـکی بـی چـراغ نبوده

یا اگـرم بـوده ، تــــو بــاغ نبــوده

خــدا بـرای حاجـــــی آتش افــروخت

دروغ چرا یـــه کم براش دلــم سوخت

طفلی تــو باورش چــــه قصرا ساخته

اما بـــه اینجا کـــــه رسیده باختــــه

یکی میاد یــــه هاله ایی بــاهاشـــه

چقـــد بهش میـــاد فرشتـــه باشـــه

اومد رسید و دست گذاش رو دوشــم

دهـــانشـــــو آوُرد کنــــار گـوشـــم

گف:تو کــه کلّه ات پرِ قورمـه سبزیست

وقتی نمــی فهمی، بپرســی بــد نیست

اونکـــه نشستـه یک مقــام والاست

متــرجمـــه ، رفیق حق تعالـــی ست

خـودِ خــــدا نیست ، نمـاینده شـــــه

مــــورد اعتماده شـــه بنــده شـــــه

خــــدای لم یلد کــــه دیدنــی نیس

صــــداش با این گوشـا شنیدنی نیس

شمــــا زمینیـــا همــش همینیـــد

اونــــورِ میـــزی رو خـــــدا مـی بینیـد

همینجوری می خواس بلن شه نم نم

گف : کـــه پاشو، بـاید بــری جهنــــم

وقتـی دیـدم منم گــــرفتار شــــدم

داد کشیــدم یــــه دفعـه بیدار شدم

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 1:10 توسط یک دایناسور |
حرفِ زن

تقدیم به تمام مادران و تمام دخترانی که زیر سیلی های محکم افراد نامرد هنوز نفس میکشن:

 

نزن به اون کسی که باور داری نزن

تو دستت قویه ظریفه صورت این زن

به خدا همه ی تنم اینجا داره می لرزه

کی گفته پسر هامون اوباش اند دخترامون هرزه؟

آره این درد مث یه غده تو سینمه

گمون نکن هرچی میگم از روی کینمه

این یه شعر نیست این یه بغض خفه شدست

ترانه نیست این یه فریاده تو بن بست

این یه زخمه که تو خلوت من و میخوره

تو عمق فاجعه یه صورت خونینت می بره

تو چشمات از حادثه سیاهه میدونم

میگم نفس بودنت گناهه میدونم

تو مث مرواریدی اما نه واسه زینت

ظریفی زیبایی گرونی اینه صحبت

آدمها مریزن تو بودنت سلامت داره

آره تو گناهی گناهی که برکت داره

آره میجنگم واسه هرچی که مال منه

اسلحم صدامه بلند میشه، این حقه زنه

نمیخوام واسم نقشه یه دلسوز و بیای

بیخود میگی من ضعیفم من یه شیرم تو کجای؟

دیگه نمیخوام واسم مرثیه سر کنی

همیشه همیشه واسه تئوری تو دهنی

نگاه نکن روسری رو سرمه این جبره

من معتقد نیستم که راه حلش صبره

این یعنی حقمه زندگی من یه آدم ام

بگو میخوام ببینم بگو تو چی از تو کم ام؟

بزار دو دقیقه بگم مث یه زن حرفم و

آدم آدمه تو باید بفهمی درد ام و

قده یه تاریخ حقم و گرفتن و بردن

نوبتی هم نوبتمه قدیمی ها مردن

تو حق داری هرچی بگی ،قانون طرفته

قانون به تو میگه بزن زدن فقط حرفته

این سر واسه شکستنه آره درد میکنه

بزن ،منم حرف میزنم ببین کی جون میکنه

نمیخوام مث همیشه بشنوی گریه ام و

تا وقتی دستت بلند شد ببینی ترسم و

باور کن از تو کتابها اسم مرد و خط زدن

آدمها امروز دو جنس اند یا نامرد اند یا که زن اند

آدمها امروز دو جنس اند یا نامرد اند یا که زن اند

من واست چی هستم توی این دنیای وحشی

یه چیز میگم زانو بزنی،کم بیاری ،تا شی

این آدمیت نیست ،مغزتون تو کمرتونه

بهتره بچرید هرزگی آبتونو نونتونه

عشق براتون یه حرفه مضحکه تو خالیه

بچه خونه خونواده یه چیز پوشالیه

اما من گرونم قیمتم بالا خون امه

آسون به دست نمیاد ،این بسته به جونمه

هروقت که اراده کردی برات مادر شدم

اگه جنگ بود پا به پات جنگیدم خواهر شدم

آره این زنه خلق شکسته همسرته

آره این زن که حالا  نمیشناسی تو زنته

تجاوز یعنی همین ،هرکاری که خواستی کردی

با توهین و تشر و توسری کی گفته که مردی؟

یه روز میشه که تو نمیتونی بگی چی بپوشم

من عروسک نیستم که شخصیت ام و بفروشم

من پوشش ام عوض میشه ،توو سطح قضیه اینه

تو با مغزت چه میکنی که تا قیامت همینه

دیگه سنگه هیچ دستی سرم و نمیشکونه

کسی دیگه تو گوشم آیه ی وحشت نمیخونه

تنم لگد ماله نگاه هرزگی ها نمیشه

این یه عزم جزم طوفان و خاک و آتیشه

برای دانلود آهنگ حرف زن 2012 اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 14:19 توسط یک دایناسور |
ما آخره خط ایم

وقتی چشماتو باز می کنی  میبینی دور و برت

یه جنازند که همش می زنن توی سرت

پدر و مادرهم یه روز دلسرد میشن

چرا چون اون ها هم میخوان مثل گوسفند باشی

اما من توی رگ هام خون نسل وحشیه

که به اون چیزی که تو داری میگی بی اعتقاد

خسته ای که چیزی به من یاد ندادی

جز فقر و بدبختی (خیلی ساااااده)

بگم همه چی رو به زوال و فساده

نمونده سلاحی واسمون جز این فریاد

از حرفهام ببین حاجی وحشت نکن

ما از دو تا نسلیم میدونی چرا چون...

وقتی فراری چهارده ساله توش میزنی و

دمه دستی هفت تا زیر خواب داری بده

تو هم که خودت حیرون زیر کمری و

میدونی خماری توی این زمینه بده

پس حرفات چیه که خودت هم اهلشیو

مسببشی و آلودش شدی

حاجی من و تو فرق میکنیم

چون من تک پرکم و تو جوجه کشی داری و صادر میکنی

حاجی واسه ما دیگه جا نماز آب نکش

حاجی...

حاجی تو که یه من ریش و پشمی وصل تو و

تسبیحی توی دستته که تاثیر داره جتما تو مخ زدنه صیغه ای ها

از چیزی دم بزن که اگه کره خوری بشه اسهال نشه

حاجی بده طمع نکن

(اینجا به بعد و خودتون گوش بدید تاااااااااااا...)

حاجی نه غربی نه شرقی یه شعاره

اما من  گشنمه حق هسته ایم چیه؟

هنوز سند خونمون گرو واسه دیه

دختر و اینجوری خر نمیکنن شرمهههههههه

هنوز صورتم از سیلی های تو گرمه

تو که هموطنی چه گلی به سرم زدی؟

همون چیزهایی هم که داشتم ازم گرفتی

جز این حس سرخوردگی چی به من دادی؟

همه غوطه بخوریم تو لجن و پلیدی؟

میخواستی دین بدی دنیام هم گرفتی

حاجی بی رو در وایسی بگم.....(سانسور)

حاجی واسه ما دیگه جا نماز آب نکش

حاجی...

آخه نوکرتم تویی که حرم داری با داف هات نماز جماعت به جا میاری

به ما که میرسی چرا تقوات دسته خره؟

یه زمان تا دسته ما رو کردی........نصیحت

خب بزار تا منم بکنم.......صحبت

تو که فرق گوشت و انجیر و نمیدونی

میون فرق چند تا سوراخ حیرونی

ببین ما رو با کیا آوردن سیزده بدر

آخه تو چرا شرت پات نیست بی پدر؟

شایدم تیز بازیه بچه زرنگی...

اینجور درمیاری و هرجا فرو میکنی...

همینجوری سی سال بهت دادیم..........فرصت

یه روز میشه که تو هم باید بدی............. عاقبت

برای دانلود ما آخره خطیم 2012 اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 14:13 توسط یک دایناسور |
ما مرد نیستیم

مث اون دختری که پردش و دوخته

و اونکه پول نداشت تو آتیش سوخته

مث مادرم با اون زندگی زوری

زنی که خلاصه شده تو قابلمه و قوری

کسی تا حالا نتونسته ببینه بدنش و

کسی اصلا نتونسته بگیره روسری شو

می گفت بعد مرگ میبرنش جهنم

می گفت آدم و از سر مو آویزون میکنن

گفتم مگه نگفتن بهشت زیر پای شماست؟

مامان بهشت سر کاریه بیا دنیار و بچسب

میگفت از اون داره میگه موی تنم سیخ شده

میگفتم میترسی؟ترس به روحت میخ شده

70 سال زن بوده یعنی کلفت

یعنی چیزی تو زندگیش ندید جز خفت

زنی که گناه بود بودنش ولی بی جرم

کسی که خیانت نکرد به شوهرش چی شد؟

50 سال فحش شنید و کتک خورد

باید تو سری بخوره بمیره نفس نکشه

عکس هیچ پرنده ی و بی قفس نکشه

زنی که همیشه یه سایه اونو می پایید

عروسکی که مرد به هر شکل باهاش میخوابید

تو بوی سیلی و شلاق میدی خانوم

تا کی میخوای به مردا باج بدی خانوم؟

مث وطن شدی همدم ولگردها

تقدیر تو دسته توئه واسه فردا

تو بوی زمین سوختمونو میدی خانوم

تو هم از عرش به فرش رسیدی که خانوم

ما که از مردی مردیم لا اقل تو زن باش

یک کم از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش

ما که از مردی مردیم و چیزی ندیدیم

از تو کتاب اسم رستم و فقط شنیدیم

که اگه بود اونم امروز حتما کراکی بود

رستم امروز از جنس بد شاکی بود

رستم اگه بود واسش جرم میساختن

تو گردنش آفتابه لگن مینداختن

شاید میرفت جنگ و برمیگشت احترام داشت

سرتیپ سپاه میشد تو دبی سهام داشت

میشد اسلام و سوسیالیستی تعریف کنه

میشد قرآن و تو هرمونوتیک تفسیر کنه

میشد فیلم بسازه تو کن تقدیر بشه

میشد جک بگه و مغترض تعبیر بشه

شاید میرفت اروپا دو تا ...داشت

اونجا تاکسی میروند اینجا الگانس داشت

تو هر عید میرفت تو کنسرت ها میرقصید

دیگه حرف سیاسی نمیزد میترسید

رستم اگه بود میگفت جدم عرب بود

خزر ماله روسها خلیج خلیجه عرب بود

رستم اگه امروز بود رستم و از یاد میبرد

شاهنامه بیست سی سال تو طاقچه خونه خاک میخورد

آره ما مرد نیستیم تو رومون خط بکش

پرچم و بگیر خودت بشو رئیس جنبش

ما که از مردی مردیم لا اقل تو زن باش

یک کمی از اون عطر غیرتت رو ما هم بپاش

 

برای دریافت آهنگ اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 19:18 توسط یک دایناسور |
به امید ایران

 

واسه 3 دقیقه تو دلت را بده ما رو ما رو

تا من نشون بدم به تو ایران و رابطه ها رو

اینا حرفهای دیروز و امروز برپا

ایران شده اسیر یه ویروس مرگبار

دیگه احتیاجی به حرفهای سیاسی نداریم

دیگه به دشمنای خارجی نیازی نداریم

یه جنگ روانیه حالا داخل ایرانه

همه افتادیم به جون هم عاقل و دیوانه

با تنی خسته کوفته خشکیده میریم

تا با مشکلات زندگی کشتی بگیریم

وقتی میبینیم هم و یه مشتی یار و یاور

وقتی رفتیم مبیندیم به فحش خار و مادر

نگاه ما به همدیگه شده مثل قاتل

توجه نمیکنیم دیگه به حس باطن

دیگه دور و بر ما پره حس به باده

چه دخترهایی که تا میشنون اسم تاجر

میگن این بهترین کس واسه ازدواجه

عشق چیه بابا این حرفها رو ولش

عشق و دیدی برسون سلام ما رو بهش

چه پدرا که به زیر بار هزینه رفتن

بچه ها فکر میکنن پدرا وزیر نفت اند

هرکس اسم خودش و بغل کرده

اینا پیشرفت نیست اینا عقب گرده

دیگه ریخته توی دل من هرچی درده

دلیلش به هفت سال پیش برمیگرده

روزای گریه و اشک و عزاداریم

من تو فکر اینکه واسه مهمون غذا داریم

به یکی گفتم تو بیا بین مردها یک باش

مهم نیست پدرم ازت هفت تا چک داشت

نصفه پول و بده منصف باش با ما یه خورده

گفت طلبکار بابات بوده حالا که مرده

خاطراتیه که تو دفترم مینویسم

قلم کلمات و میاره و مینویسم

اینا باعث گلوم پر از بغض میشه

که ببنده به دهنم راه اکسیژن

شاید بین ایران و خاطرم رابطه ای ندی

منظورم اینه از اینجا دارم خاطره ی بدی

ولی اینجا سرزمین و وطنمه

 

ایران تنها دلیل وجود بدنمه

دیگه ترس برخورد و رفتار و روابط ما

داره کثیف تر میشه از هوای تهران

کسایی میگن که ایران یه قفسه باید

از اینجا بری تا بکشی یه نفس راحت

میگن اینا تو وجود ما رفته ارثی

اما این برمیگرده به پول نفت و بنزین

که باعث نبودن امنیت مالی

تو سختی ها بکنیم پشت همدیگرو خالی

ولی بیا جلو خودت و بساز میتونی

چرا واسه پول همدیگر و قصاص میکنیم

هموطن به خدا من هستم به صعود تو راضی

پس بیا با هم بشکنیم این خطوط موازی

.

میدونم این و که غروره ما ایرانی ها به گذشته ی ماست

به تاریخ ماست اما به خدا اون دیگه گذشته

الان ما چی هستیم؟الان واسه آیندمون چی داریم؟

بیا هموطن بیا اسم همدیگرو بگیریم تا آینده ی ایران

به اسم من و تو افتخار کنه

 

برای دانلود آهنگ با صدای یاس کلیک کنید

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 3:1 توسط یک دایناسور |
نامه ای به رئیس جمهور

احمدی نژاد:واقعا مشکل مردمای ما الان شکل موی بچه های ماست؟خب بچه ها دوست دارن موشونو هرجور میخوان بزارن...به من و تو چه ربطی داره؟

دولت باید بیاد اقتصاد  رو سامان بده فضای کشور رو آرامش ببخشه امنیت روانی درست کنه پشتیبانی کنه از مردم...مشکل بچه های ما اینکه که مدل موشونو هر جور میخوان بزارن و دولت هم نمیزاره؟ یعنی اینکه فلان دختر ما فلان لباس و پوشید؟یعنی مشکل کشور ما اینه؟یعنی مشکل مردم ما اینه؟

 

جوونهای ایرونی:میخوام روشنی عقدم و خاموش کنم ، ولی نمیتونم حرفات و فراموش کنم

وقتی قلم و کاغذم توی دست من بود ، پس مینویسم نامه ای به ریس جمهور

با عرض سلام خدمت ریس جمهور محترم

واسه این حرف میشمارم فرصت و مغتنم

تو که گوش میکنی به حرف هر سلیقه ای

میشه وقتتو به من بدی چند دقیقه ای؟

من نگرانم واسه تاریخ تحریف شده

واسه مغز جوونهایی که تحریک شده

درد ما دوا نشد دکتره مملکت

که شعار هاتونم بدتر به ما حمله کرد

مخم بیداره ولی ترجیح میدم باشه تو خواب

تا اینکه سینم بشه سنگ قبر آرزوهام

عمر من رفت به درک، واسه نسل بعد

میخونم مث اینکه فعلا به ما وصله درد

وصله کرد تیکه ی غم و بس که من

میبینم نابغه هامونم شدن نسل

هیچوقت تصور نمیکردم بشیم اینطوری

که داشته باشیم میلیون ها جوونه دین گریز

ملت خلاف میکنن که برن زندون واسه جای خواب

خیلی ها وقتی مردن عکسشون بدرقه نشد با یه قاب

میدونم حرفای من آخرش میخوره تهش به بن بست

ملت میرن مسجد هنوز تا کفش بدزدن

به خدا این همه ادعا نیشخند داره

ایران صادر میکنه دختر 18 ساله

رو زمین نشستی فکر کردی که اوجه پس؟

امید من به نجات در حد معجزست

تو خودت خوب میدونی که چقدر شده درگیری زیاد

به خدا قرآن روی طاقچه گردگیری میخواد

فقط شعار که دنبالش هستی فقط تا ما...

بشینیم قران به دست فقط بکنیم دعا

سند حرف منه چهره ی سطح شهر...

یه چرخ بزن تو دو نصفه شب به بعد

نفس بکش این آسفالته که داره بوی خون میده

دقت کن یه جوون داره اون گوشه جون میده

تو گفتی دولت من دولت آرامشه

که ذهن مردم واسه حمایتت آماده شه؟

وسعته فکر منه از خزر تا خلیج فارس

نمیخوام از من بگیرنش بشه دریچه باز

برای بد شدن اوضاء و برای جنگ

حرفش ماله توئه عواقبش برای من

هنوزم بهت زده ام و نشستم من به حیرت

که چرا جای خون نیکوتینه تو رگ غیرت؟

کاشکی منم محافظ داشتم

 که دورم وایمیسادن و دم میزدم از امنیت

ولی خیلی هادنبالم هستند الان که من و بگیرن

یا که در برم از دست کلان که اینم شده زنده بودن

حرفامو تمومش میکنم میتونی قبولش کنی

یا با گرفتنم ظاهرا تمومش کنی

ولی بدون اگه بگیرم حتی خوی حیوون

قلمم با قدرت میچرخه حتی توی زندون

برای دانلود آهنگ روی این متن کلیک کنید

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 1:43 توسط یک دایناسور |
افسوس

افسوس واسه تو ای دل ساده

که هر کس واست عقده ای فرستاده

هرکسی ومد جلو گفت دلسوزه توئه

حالا میبینی باعث غم امروز توئه

تو میخواستی زیر پرچم هیچکس نری

به هر سیاست پستی تو نیشخند زدی

نگاه ها رو صدای تو شدن بیشتر شدید

ولی جوری که هستی. تو رو هیچکس ندید

تیغ و بکش فکر نکنم خونت از رگ بیاد

وقتی حتی مادرت هم ازت مدرک میخواد

دیگه خوشی ها رو تو زندگی تصور کن

فقط یادت میدن که به خدا توکل کن

مردم میخوان باری که رو دوش هست بردارن

پس ما رو طرد میکنن خوب حق هم دارن

تو یه جوون احمقی و عشق رپ داری

به بالا سری هات هم خیلی رشوه کم دادی

تو زندگی عادی و دوست نداشتی

هر ثانیه ات شب بوده روز نداشتی

ولی توی هنرت موند بازم دوومت

تو مملکتی که نمایش ساز هم حرومه

آره کسی واسه تو قدمی بر نمیداره

ولی توی مشکلاتت کسی کم نمیزاره

باید درد اونی که هست بی تو حس کنی

بشینی و دونه های تسبیح تو بشماری

افسوس واسه تو ای دل ساده

که حتی تک تکه خنده هاتم گله داره

افسوس واسه تو ای دل ساده

که چشمای تو هر لحظه ای گریه داره

افسوس واسه تو ای دل ساده

که هر کس واست عقده ای فرستاده

افسوس واسه تو ای دل ساده

 که تو هفت تا آسمون نداری یه ستاره

من خوب میفهمم از غم ظاهرت

که حتی شک داری به مریم باکره

داری پیش خودت میگی که این بیراه نمیگه

حتی تصویر زندگیت هم سیاه سفیده

تو میخواستی که عمرت و هرز پس ندی

ولی فقط ورق های تقویم و خط زدی

وقتی که تو بیدار شدی خوابت سخته

حتی گریه کردنت هم یادت رفته

مثل هفتاد میلیون احمق دیگه

حتی شعار های قشنگت هم خامت کرده

تو هم یه جوونی پیر تر از ننه بابا

که پره عقده شده دیگه از سر تا پا

این پنج تا انگشته واسه مشت گره کن

حتی نمیتونی راحت باشی پشت تلفن

که شهرم تو ظلمته عیب از منه؟

لابد اینم سنت پیغمبره

چیه؟غیر قابله هضمه حرفام یک کم

منتظری حقیقت و توی اخبار بگن؟

ببین جوونهایی که جای تیغ رو دستشون

اونهایی که نیست لبخندی تو حرفشون

این دل من بود فهمیدی حرفاشو؟؟؟؟

بیخیال دونه های تسبیحت چند تا شد؟

افسوس...

برای دانلود آهنگ بر روی این لینک کلیک کنید

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 1:30 توسط یک دایناسور |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا